پسر جوانی که ۱۰  سال پیش در جریان یک درگیری خیابانی مرتکب قتل شده بود، با گذشت اولیای دم به حرمت ماه محرم و عشق به امام حسین(ع) از قصاص نجات یافت.

زندانیان غیر عمد

همشهری آنلاین - حوادث: شروع این پرونده جنایی به یکی از روزهای بهمن‌ماه سال ۱۳۹۵ در یکی از شهرهای استان فارس بازمی‌گردد. در آن روز زمستانی و سرد، با تماس شهروندان با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰، گزارش یک نزاع دسته جمعی و درگیری شدید خیابانی میان دو جوان ۱۹ ساله به ماموران انتظامی اعلام شد. با حضور فوری اکیپ‌های گشت کلانتری و کارآگاهان پلیس آگاهی در محل حادثه، مشخص شد که دو پسر جوان به دلیل کل‌کل‌های عجیب و کری‌خوانی‌ با یکدیگر درگیر شده‌اند. در جریان این نزاع خیابانی، یکی از طرفین دعوا با ضربه چاقوی دیگری به‌شدت از ناحیه قفسه سینه مجروح شده و غرق در خون روی زمین افتاده است. با وجود انتقال سریع مجروح به نزدیک‌ترین مرکز درمانی و تلاش پزشکان و کادر درمان برای نجات وی، او به دلیل شدت جراحات وارده و خونریزی شدید روی تخت بیمارستان جان سپرد و بدین ترتیب، پرونده‌ای با موضوع قتل عمد روی میز قاضی کشیک ویژه قتل گشوده شد.

فرارقاتل

تحقیقات میدانی کارآگاهان جنایی برای شناسایی و دستگیری ضارب آغاز شد اما بررسی‌ها نشان می‌داد که متهم پرونده بلافاصله پس از وارد آوردن ضربه مرگبار و با دیدن صحنه خون‌آلود، از صحنه درگیری گریخته و هیچ ردی از خود بر جای نگذاشته است. تلاش‌های شبانه‌روزی پلیس برای ردیابی متهم در استان فارس و استان‌های همجوار بی‌نتیجه ماند و قاتل سعی کرده بود ردی از خودش به جا نگذارد.

۲ ماه بعد

سرانجام پس از دو ماه از وقوع این جنایت و در حالی که جست‌وجوها همچنان ادامه داشت، متهم با پای خود به اداره پلیس رفت و تسلیم قانون شد. وی که در این مدت تحت فشار شدید روحی قرار داشت، در همان بازجویی‌های اولیه به جرم خود اعتراف کرد.

متهم در خصوص جزئیات دو ماه فرار مخفیانه خود به بازپرس پرونده گفت:پس از آنکه متوجه شدم باعث مرگ هم محلی ام شده ام و ناخواسته جانش را گرفته ام، ترس تمام وجودم را فرا گرفت. از ترس مجازات، قصاص و چوبه دار همان شبانه شهر را ترک کردم. با اتوبوس و خودروهای عبوری خودم را به یکی از شهرهای شمالی کشور رساندم. در آنجا به مناطق جنگلی رفتم و در یک کلبه چوبی قدیمی و متروکه پنهان شدم تا هیچ ردی از من به دست پلیس نیفتد.

متهم در ادامه گفت:در آن دو ماه تنهایی در کلبه جنگلی، زندگی برای من از مرگ هم سخت‌تر بود. در آن شب های وحشتناک، ترس از پلیس و دستگیری مشکل من نبود؛ وجدانم لحظه‌ای آرامم نمی‌گذاشت. شب‌ها وقتی چشم روی هم می‌گذاشتم، خواب مقتول را می‌دیدم که با همان پیراهن غرق در خون روبرویم می‌ایستاد و با چشمان گریان از من می‌پرسید چرا زندگی‌اش را گرفتم. عذاب وجدان و این کابوس‌های شبانه چنان به من فشار آورد که دیگر توان تحمل تنهایی کلبه جنگلی را نداشتم. احساس می‌کردم دیوارهای آن کلبه به روی بدنم آوار می‌شوند. سرانجام تصمیم گرفتم به این فرار ذلت‌بار پایان دهم، بازگردم و با حقیقت روبرو شوم؛ چرا که مرگ روی چوبه دار برای من بسیار آسان‌تر از تحمل آن عذاب وجدان و کابوس‌های مداوم بود.

قصاص

پس از اعترافات متهم و بازسازی صحنه جرم، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان فارس ارجاع داده شد. در جلسه دادگاه، اولیای دم مقتول با حضور در جایگاه، بر اجرای حق قانونی خود یعنی قصاص نفس تاکید کردند. دادگاه نیز با توجه به اقرار متهم، بازسازی صحنه و سایر مدارک موجود در پرونده، وی را به قصاص محکوم کرد.

با تایید حکم در دیوان عالی کشور، شمارش معکوس برای قصاص قاتل آغاز شد. او سرانجام راهی سلول انفرادی زندان شد تا روزهای انتظار برای اجرای حکم را سپری کند اما بار نخست به دلیل عدم حضور اولیای دم از پای چوبه دار به زندان بازگشت و منتظر تصمیم اولیای دم ماند. این انتظار ده سال به طول انجامید. قاتل در طول این یک دهه حبس، مسیر توبه و اصلاح رفتار را در پیش گرفت. مسئولان زندان و مددکاران اجتماعی در گزارش‌های خود قید کردند که این جوان به طور کامل تغییر کرده، در کلاس‌های مذهبی و قرآن شرکت می‌کند و به یکی از آرام‌ترین و نادم‌ترین زندانیان بند تبدیل شده است.

بخشش

در حالی که تمام راه‌های قانونی به بن‌بست رسیده بود و پرونده برای اجرای حکم قصاص در دستور کار واحد اجرای احکام دادسرا قرار داشت، در ایام ماه محرم، ورق برگشت و اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. اولیای دم که داغ سنگین از دست دادن فرزندشان همچنان بر سینه‌شان سنگینی می‌کرد، با وساطت ریش‌سفیدان، مسئولان زندان و اعضای شورای حل اختلاف، در اقدامی ایثارگرانه اعلام کردند که به حرمت این ماه عزیز و به عشق امام حسین (ع) و شهدای کربلا، از خون فرزند خود می‌گذرند و رضایت خود را ثبت می‌کنند.

آن‌ها اما برای این بخشش بزرگ، شرطی تعیین کردند؛ اولیای دم اعلام کردند دیه قانونی مقتول باید پرداخت شده و تمام این مبلغ صرف کمک به خانواده‌های نیازمند، آبرومند و بی‌سرپرست شود. با پذیرش این شرط از سوی خانواده قاتل و با کمک خیرین، مبلغ دیه تامین و به حساب امور خیریه و خانواده‌های نیازمند واریز شد. بدین ترتیب، قاتل پشیمان پس از ده سال حبس و تحمل کابوس‌های وحشتناک، از طناب دار نجات یافت و از زندان آزاد شد تا فرصتی دوباره برای جبران گذشته و خدمت به جامعه داشته باشد.

کد خبر 1050354

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار حوادث

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha